
خبر خوش وزرات ارتباطات بالاخره اعلام شد! مهندس وحید پناهی نگر در جمع پرشور خبرنگاران داخلی و خارجی گفت:به زودی به طور کلی سامانه فیلترینگ به طور کامل غیر فعال و فیلترینگ از روی همه سایتها برداشته خواهد شد.
وی در خصوص این دیدگاه خود افزود:ما معتقدیم که کاربران اینترتی ایران فهیم و آگاه هستند و نیازی نمی بینیم که بخواهیم به جای آنها تصمیمگیری کنیم و اساسا”از همان روز اول مسوولیت خود به صراحت گفته بودم که از مهمترین برنامه های اصلی و راهبردی این بنده حقیر همین رفع کلی فیلترینگ است و امروز خوشحالم که توانستم این وعده و در واقع رویای خود را عملی کنم.
بنده بارها در جمع مسوولان گفته بودم که واقعا این راه غیر موثر و بی فایده است چون کاربران ایرانی باهوش و باسواد هستند پس چرا واقعا باید کاری کنیم که نتیجه ای ندارد؟! ما باید به جای این کارها باند اینترنت را به چند ده مگابیت بر ثانیه برسانیم! باید مسایل را ریشه ای نگاه و حل کنیم نه اینکه بیاییم معلول را درمان کنیم. باید علتها را یافت و مسایل را از ریشه بررسی و حل کرد.
من همین جا به شما قول میدهم به زودی محدودیت اینترنت خانگی که برابر ١٢٨ کیلوبیت است را هم لغو کنم! آخر چه معنا دارد؟ ما مگر چه چیزی از افغانستان کم داریم که باید میانگین سرعت نت در ایران از افغانستان و بورکینافاسو هم کمتر باشد!
ما کشورمان چند میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی دارد و همزمان بیش از یک میلیون دانشجو داریم. کجای دنیا می آیند اینترنت را اینگونه فیلتر کنند؟
وی درحالیکه به شدت توسط خبرنگاران تشویق میشد افزود:الان یکی از خبرنگاران یک برگه ای داد به من که به شوخی نوشته که یعنی من بیدارم خواب نمی بینم؟ من همین جا میگویم که خیر خواب نیستی عزیز جان کاملا بیداری! (سوت و تشویق و کف مرتب حضار است که ساختمان را میلرزاند)
من نمی دانم واقعا با این کاربران اینترنتی چه کرده اند که یکی بخواهد خبر خوش هم بدهد باورشان نمی شود!
مهندس وحید پناهی نگر که در جمع دوستان خود به صورت خلاصه V.P.N نامیده میشود ادامه داد:من چند وقت قبل سفری داشتم به کره شمالی! آنجا از وزیر ارتباطشان پرسیدم که شما معیار فیلترینگ چی تعریف کرده اید؟ گفت ما اصلا فیلترینگ نداریم!!!
وی درحالیکه به خبرنگارانی که به رویش شاخ و دم در فوق و تحت خود دچار شده بودند لبخندی ملیح و نگاهی عاقل اندر عاقلتر می کرد افزود:
با تلاش و همت مثال زدنی متخصصان داخلی کشور کره جنوبی! که واقعا فعل خواستن را به خوبی صرف کردند و نشان دادند تحریمهای ایران بر روی آنها هیچ اثری ندارد بالاخره اینترنت ملی در فاز صفر و نول یک! به زودی راه اندازی می شود و با توجه به اینکه پس از راه اندازی اینترنت ملی دیگر اساسا”دسترسی به شبکه جهانی اینترنت ناممکن است، در اقدامی خداپسندانه قصد داریم سامانه فیلترینگ را به طور کلی غیر فعال کنیم! من همین جا اعلام میکنم که در اولین روز راه اندازی شبکه ملی اینترنت فیسبوک را هم رفع فیلتر خواهیم کرد!!!!
خبرگزاری رسمی عربستان سعودی از سفر «حیدر مصلحی» وزیراطلاعات جمهوری اسلامی ایران به عربستان و دیدار وی باشاهزاده «نایف بن عبدالعزیز آل سعود» ولیعهد و وزیرکشورعربستان خبر داد.
به گزارش ایرنا به نقل ازخبرگزاری رسمی عربستان (واس) در این دیدار که در کاخ «یمامه» ریاض پایتخت عربستان انجام شد وزیر اطلاعات ایران و ولیعهد عربستان سعودی درخصوص مسائل مهم منطقه، موضوعات دارای اهمیت برای دو کشور و نیز توسعه روابط تهران- ریاض گفتوگو کردند.
برپایه این گزارش، طرفین همچنین دراین دیدارضمن بررسی موضوعات دارای اهمیت برای دو کشور، بر گسترش بیش از پیش مناسبات جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در زمینههای مختلف تاکید کردند. خبرگزاری رسمی عربستان سعودی گزارش داد که دراین دیدار «شاهزاده مقرن بن عبدالعزیز» رییس سازمان اطلاعات، «سعود بن نایف بن عبدالعزیز» رییس دفتر ولیعهد و «عبدالرحمن بن علی الربیعان» منشی ویژه ولیعهد عربستان و نیز «سیدمحمد جواد رسولی» سفیر جمهوری اسلامی ایران در ریاض حضور داشتند.
سفری برای رفع سوءتفاهمات
در همین حال سخنگوی وزارت خارجه درباره سفر وزیر اطلاعات به عربستان گفت: دو کشور ایران و عربستان از کشورهای مهم منطقه هستند که در جهان اسلام نیز نقش و تاثیر بسزایی دارند. وجود این تماسها و تبادل نظرها و رایزنیها به رفع سوءتفاهمها کمک میکند و از طریق آن به موضوعات سیاسی و امنیتی دوجانبه میپردازیم. این سفر و مذاکرات نتایج و دستاوردهای مفیدی را برای ایران و عربستان و منطقه ما داشته است. رامین مهمانپرست افزود: منطقه ما شرایط حساسی را طی میکند، کشورهای سلطهگر فرامنطقهای به منافع کشورهای منطقه چشم دوختهاند، باید با هوش و درایت و رایزنی و تبادل نظر اجازه ایجاد اختلاف میان کشورهای منطقه را ندهیم و با رایزنیهایی که صورت میگیرد سوءتفاهمها را برطرف کنیم و همبستگی میان کشورهای منطقه را افزایش دهیم.
سرویس بین الملل افکارنیوز - سایت یاهو در قسمت خبری خود ، یک نظرسنجی در خصوص خبرسازترین چهره سال ۲۰۱۱ انجام داده است.
در این نظرسنجی خواسته شده که تاثیرگزارترین چهره سال ۲۰۱۱ را انتخاب کنید.
به گزارش سرویس بین المل افکار نیوز ، یاهو لیست کوتاهی شامل ۱۰ چهره مهم را به معرفی کرده که بعضی از آنها توسط خوانندگانش انتخاب شده اند و بعضی دیگر براساس میزان پوشش خبری که در سال ۲۰۱۱ داشته اند.
از مهمترین اسامی در میان این لیست می توان به استیو جابز بنیانگذار اپل ،آشیوارایا رای سوپراستار معروف سینمای هند و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور کشورمان اشاره کرد.
به گزارش افکارنیوز، نکته قابل توجه اینکه محمود احمدی نژاد با کسب ۵۰ درصد آرا نسبت به سایر رقبایش تا به حال پیشتاز این نظرسنجی است و بعد از آن آشیوارایا رای با کسب ۱۸ درصد آرا در جایگاه دوم و استیو جابز با کسب ۱۰ درصد آرا در جایگاه سوم قرار دارد!
همچنین محمد بوعزیزی، شهروند تونسی که با آتش زدن خود انقلاب این کشور را شعله ور کرد، تاکنون با کسب ۵ درصد آرا در مقام چهارم قرار گرفته است.
آنا هزاره، فعال سیاسی هندی تبار و خانم توکل، روزنامه نگار یمنی و عضو ارشد حزب الاصلاح با کسب ۴ درصد آرا مشترکاً در مقام پنجم قرار دارند.
وایل غنیم که برخی وی را به عنوان قهرمان انقلاب مصر می خوانند با کسب ۳ درصد آرا و مصطفی عبدالجلیل از انقلابیون لیبی، آنگ سان سوچی، رهبر مخالفان میانمار و مهندرا سینگ کاپیتان تیم کریکت هند، هر کدام با کسب ۲ درصد آرا در رتیه های بعدی قرار گرفته اند.
صبح روز دوشنبه، محمود احمدینژاد رییس جمهور حین سخنرانی خود در ساری، با صحنهای عجیب روبهرو شد؛ یکی از افراد حاضر در این همایش که توانسته بود خود را به صندلیهای جلو برساند، با پرتاب کفشهای خود به سوی رییس جمهور، شروع به انتقاد از وضعیت بیکاری در کشور کرد.
به گزارش «تابناک»، هرچند این کفشها به احمدی نژاد برخورد نکرد و به بنر پشت سر او خورد، حاضران در این مراسم، با سر دادن شعارهایی در حمایت از رییس جمهور، فرد توهین کننده را مورد ضرب و شتم قرار دادند و سرانجام با دخالت نیروهای انتظامی کار فیصله یافت.
البته در این باره باید گفت، آقای احمدی نژاد نخستین کسی نیست که با چنین مسألهای روبهرو میشود و احتمالا آخرین نفر نیز نخواهد بود. چه این که گفته میشود، همین فرد به سوی رئیسجمهور قبلی نیز گوجه یا تخممرغ پرتاب کرده است و حتی شاهد فریادهای او در نماز جمعهها نیز بودهایم.
این دست اعتراضات نه تنها به نزد بزرگان نظام برده میشود، بلکه گاه در شکل خشنتر و عجیبتری نیز ظهور و بروز پیدا میکند. همین هفته در خبرها آمد که کارگران یکی از کارخانههای نساجی در شمال کشور، برای گرفتن حقوق عقب افتاده خود، مدیرعامل کارخانه را در دستشویی حبس و اعلام کردند که جز با دریافت مطالبات معوقه خود، این فرد را آزاد نخواهند کرد و یا شدیدتر از این، در آغاز انقلاب، اتفاق افتاده است که کارگران، رئیس خود را به انداختن در کوره تهدید کرده باشند و یا برای تحقیرش، سوار بر فرغون به این سو و آن سوی محل کار بدوانند.
فارغ از بیاحترامی موجود در برخی از این رفتارها، نباید به چرایی بروز آن بیتوجهی شود. در بیشتر این موارد، فرد معترض مقامات عالی نظام را آخرین پناهگاه خود دانسته است؛ حتی اگر این پناه بردن در ورای شکل بروز آن پنهان شده باشد و مرد قصه دیروز هم به رئیسجمهور پناه آورده بود.
مسائل بسیاری هستند که مردم وقتی از رسیدن سالم به حق و حقوق خود از راههای مدون قانونی ناامید میشوند، چاره را در این میبینند که نزد بالاترین مقام مسئولی بروند که دستشان به او میرسد؛ چه این مقام مسئول، امام جمعه شهرشان باشد، نمایندگان مجلس یا مقامات استانی، وزرا و رئیس قضا و یا بالاتر از آن و این بیش از هر چیز ضعف در سازمانها، روندها و یا قوانین موجود را نشان میدهد.
این از ضعف قانون کار ماست که کارگران برای گرفتن حقشان به چنین رفتارهایی سر میزنند و یا جلوی مجلس تحصن میکنند. همین قانون به کارفرما نیز گاه ظلم میکند؛ کارفرمایی که نمیتواند حتی کارگر بیمسئولیت و متخلف را بیرون کند، پس لازم میبیند قرارداد کار صوری و غیرواقعی با کارگرش ببندد.
شش سال پیش در زمان فعالیت دولت نهم، اصلاح موادی از قانون کار برای به روزرسانی قانون و رفع نواقص آن مطرح شد. از آن زمان تاکنون، روند اصلاح قانون کار 21 سال پیش با کندی فراوان هر از چندگاهی مطرح و دنبال شده و هنوز به نتیجه نرسیده است.
متأسفانه خوب نوشتن قانون و نوشتن قانون خوب در ایران جدید، هنوز اهمیت خود را پیدا نکرده است. نمایندگان مجلس خیلی مجبور نیستند که به مردم توضیح دهند، شأن قانونگذاری وظایف نمایندگی خویش را چگونه انجام دادهاند و دولتها برایشان مهم است که ساختمان و بنا از خود به یادگار بگذارند؛ اما کمتر کسی است که به ساختههای قانونی خود افتخار کند.
این جنگل عمودی در حال ساخت در میلان ایتالیا است که توسط استفانو بویری طراحی شده است. این یک راه حل کارآمد برای مقابله با گازهای گلخانه ای و افزایش کیفیت هوا می باشد. همچینین پاسخی برای ناپدید شدن طبیعت از زندگی مردم است. با الهام از برج سنتی ایتالیایی ، این دو برج پوشیده شده در گیاهان ساخته شده است.
هر کدام از این برج 50،000 متر مربع زیربنا دارد که 10،000 متر مربع آن از از درختان و گیاهان پوشیده شده است.
این دو برج به جدیدترین فن آوری های مانند سیستم های انرژی فتوولتاتیک مجهز شده اند. در آبیاری گیاهان نیز نیز از سیستم فیلتر کردن و استفاده مجدد از آب های خاکستری تولید شده توسط ساختمان استفاده می شود.
در بسیاری از شهرهای جهان فضای سبز بسیار کم و بی کفایت است و در خیلی از مکان ها تنها با کاشت یک درخت در هر خانه می توان این موضوع را برطرف کرد. جنگل عمودی به ساکنان آن و همچنین بقیه مردم، شهری پاک و زندگی سبزتر را با جذب ذرات گرد و غبار، Co2 و تولید اکسیژن ارائه می دهد. همچنین باعث محافظت از تابش و آلودگی آکوستیک می شود.
این پروژه متشکل از دو برج به ارتفاع 110 و 76 متر است و هم اکنون در حال ساخت در مرکز میلان است که میزبان 900 درخت دراندازه های 3 ، 6 و 9 متری در کنار دامنه گسترده ای از درختچه ها و گل ها خواهد بود.
یک مقام آگاه نظامی گفت: یک فروند هواپیمای بدون سرنشین پیشرفته جاسوسی آمریکایی از نوع "RQ170" توسط نیروهای مسلح ایران ساقط و با اندک خسارتی در اختیار ایران قرار گرفت.

یک مقام آگاه نظامی در گفتگو با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، با اعلام این خبر گفت: با کنترل مناسب فضای کشور و تسلط اطلاعاتی نیروهای مسلح، واحدهای جنگ الکترونیکی و پدافند هوایی موفق شدند با اقدامات عملیاتی خود یک فروند هواپیمای بدون سرنشین پیشرفته جاسوسی آمریکایی از نوع "RQ170" را که به طور محدود به مناطق مرزی شرق کشور تجاوز کرده بود، کشف و از کنترل متجاوزین خارج ساخته و آن را با اندک خسارتی سرنگون کرده و در اختیار بگیرند.
این مقام نظامی تاکید کرد: نظر به وقوع تجاوز آشکار مرزی، اقدامات عملیاتی و الکترونیکی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه پرندههای متجاوز، به مرزهای کشور محدود نخواهد ماند.
به گزارش مانیتورینگ فارس، ساعاتی منابع نظامی کشورمان اعلام کردند یک فروند هواپیمای بدون سرنشین پیشرفته جاسوسی آمریکایی از نوع "RQ170" توسط نیروهای مسلح ایران ساقط و با اندک خسارتی در اختیار ایران قرار گرفته است.
انتشار این خبر بازتاب گستردهای در شبکههای تلویزیونی و خبرگزاریهای جهان داشت.
خبرگزاری رویترز با بازتاب این خبر نوشت که یک مقام نظامی ایران اعلام کرده سرنگونی هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در پاسخ به نقض حریم هوایی کشور صورت گرفته و تنها محدود به مرزهای ایران نخواهد بود.
رویترز افزود ایران پیش از این یک فروند هواپیمای جاسوسی آمریکا را در نزدیکی تاسیسات هستهای فردو سرنگون کرده بود.
خبرگزاری آلمان نیز با اعلام خبر سرنگونی هواپیمای جاسوسی آمریکا از نوع "RQ170" در شرق کشور، گزارش داد بر اساس گزارش منابع دولتی، این هواپیما حریم هوایی ایران را نقض کرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از خبرگزاری فارس نوشت که نیروهای مسلح ایران توانستند یک فروند هواپیمای بدون سرنشین آمریکا را ساقط کنند.
این گزارش افزود: این هواپیما اکنون در اختیار نیروهای مسلح ایران است.
شبکه تلویزیونی الجزیره انگلیسی نیز ساقطشدن هواپیمای بدون سرنشین آمریکا توسط نیروهای ایرانی را بازتاب داد و افزود: واحدهای جنگ الکترونیک و پدافند هوایی ایران موفق شدند پس از کنترل هواپیما، آن را به زمین بنشانند.
شبکه بیبیسی فارسی نیز با اعلام این خبر به نقل از فارس اعلام کرد این هواپیما "با اندک خسارتی" در اختیار ایران قرار گرفته است.
مدیرعامل سازمان هدفمندی یارانهها خبر داد: یارانه نقدی آذرماه یکشنبه شب به حساب خانوارها واریز میشود.

بهروز مرادی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس تصریح کرد: یارانه نقدی آذرماه فرداشب به حساب خانوارها واریز میشود و از صبح روز دوشنبه قابل برداشت است.
وی افزود: سرانه یارانه نقدی این ماه نیز ۴۵هزار و ۵۰۰ تومان درنظر گرفته شده است.
بر اساس این گزارش، دولت وعده کرده بود یارانه نقدی خانوارها در نیمه اول هر ماه پرداخت شود که بدین ترتیب یارانه آذرماه قبل از فرا رسیدن نیمه ماه در حساب خانوارهای ایرانی است.
گفت: بعد از چند ماه تبلیغ روزنامه آسیا درباره رستوران های زنجیره ای KFC آمریکا، چند روز قبل مدیرارشد کی اف سی وارد ایران شد.

گفتم: حالا این کی اف سی چی هست؟
گفت: یک رستوران زنجیره ای آمریکایی شبیه «مک دونالد» که عمدتا ساندویچ و همبرگر عرضه می کند.
گفتم: مگر در ایران قحطی رستوران و ساندویچ فروشی و همبرگرفروشی آمده است که امتیاز آن را به این رستوران زنجیره ای آمریکایی داده اند؟
گفت: کجای کاری؟ همین روزنامه آسیا، انگار که با یک مشت خل و چل طرف است ، با افتخار!! تیتر زده بود که با ورود کی اف سی، توانسته ایم تحریم های آمریکا را دور بزنیم!!
گفتم: مگر آمریکا فروش ساندویچ و همبرگر به ایران را تحریم کرده بود که آقایان ادعا می کنند «شاه» کار به خرج داده و تحریم ها را دور زده اند!
گفت: چه عرض کنم؟! آقایان زرنگ! فرصت های شغلی را از دست ایرانیان خارج می کنند و به آمریکایی ها می دهند، و تازه افتخار هم می کنند که تحریم ها را دور زده اند!
گفتم: یارو می گفت امروز به پیاز فروش دوره گرد حسابی کلک زدم. بهش گفتم یک کیلو پیاز بده و در حالی که حواسش نبود، ساعت طلای خود را در کفه سنگ ترازو انداختم و به جای یک کیلو پیاز یک کیلو و 100گرم پیاز گرفتم. پرسیدند، بعدا ساعت طلا را برداشتی؟ یارو گفت؛ نه! اگر برمی داشتم می فهمید بهش کلک زده ام!!
رئیس سابق کمیته فتوای الازهر مصر در جدیدترین فتوای خود اعلام کرد که هر کشور عربی یا اسلامی که با آمریکا و اسرائیل علیه ایران همکاری کند، گناهکار و جنایتکار در حق اسلام است.

به گزارش فارس، «شیخ عبدالحمید الاطرش» رئیس سابق کمیته فتوای الازهر مصر اعلام کرد که هر کشور عربی و اسلامی علیه ایران به آمریکا کمک کند، جنایتکار است.
به گزارش روزنامه الجمهوریه مصر، الاطرش تاکید کرد: هر کشور عربی یا اسلامی که با آمریکا علیه ایران همکاری کند گناهکار و مرتکب جنایت در حق اسلام شده است زیرا دشمنی را یاری کرده است که نه به خدا ایمان دارد نه به رسولش.
الاطرش همچنین گفت: زیرا که خداوند فرموده است که «إنّ المؤمنون إخوة» (مومنان برادرند). همچنانکه این کشورها و حاکمان طوق اسلام را از گردن خود درآوردهاند. اسلام به ایمان و عمل است.
این مقام الازهر در ادامه کشورهای ساکت در مقابل فتنههای آمریکا را نیز شریک جنایتکاران دانست و افزود: باقی کشورها نیز باید هر کس که کمک آمریکا و اسرائیل و دیگران میکند تا کشوری اسلامی را از بین ببرند باید از بین برد و این ، واجب عینی بر این کشورهاست و هر کس اقدامی نکند و فقط به سکوت بسنده کند در گناه و جنایت آن کشور شریک است.
در روزهای گذشته به دلیل فضاسازی رسانهها و سران رژیم صهیونیستی علیه ایران، بار دیگر تهدید به حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران به بهانه برنامه هستهای افزایش پیدا کرد که با واکنش بشدت منفی برخی کشورها از جمله روسیه و فرانسه و چین رو به رو شد.
بیانات امروز مقام معظم رهبری اندکی پس از انتشار بازتاب گستردهای در رسانههای جهان داشته است.

به گزارش فارس، رویترز در انعکاس بیانیات رهبر انقلاب و به نقل از ایشان نوشت: "دشمنان ما، بخصوص رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدانش باید بدانند که هرگونه تهدید یا حمله به ایران به شدت پاسخ داده خواهد شد... ملت ما، سپاه پاسداران و ارتش هر حملهای را با سیلیهای محکم و مشتهای پولادین پاسخ خواهند گفت."
خبرگزاری آمریکایی اسوشیتدپرس نیز نوشت: رهبر عالی ایران میگوید که اگر آمریکا و اسرائیل حملهای را علیه ایران ترتیب دهند، پاسخ ایران سخت خواهد بود.
این خبرگزاری آمریکایی نیز در انعکاس بیانات مقام معظم رهبری بر عبارت "سیلی محکم و مشت پولادین" تاکید ورزیده و نوشته است: این سخنان دو روز پس از آن مطرح میشود که گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاحهای هستهای متهم کرده است. ایران اصرار دارد که به دنبال انرژی هستهای با مقاصد صلحآمیز است.
خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی ضمن انعکاس بیانات مقام معظم رهبری، به نقل از ایشان نوشت: "دشمنان،بخصوص آمریکا و دستنشاندگان آن و رژیم صهیونیستی باید بدانند که این عادت ایران نیست که به کشور یا ملتی دیگر حمله کند اما به هر تجاوزی و یا حتی تهدیدی با قدرت پاسخ خواهد داد، پاسخی که متجاوز را از درون ویران کند."
پایگاه اطلاعرسانی داون، روزنامههای اسرائیلی هاآرتص و یدیعوت آحارنوت، روزنامه سیاتل پست اینتلیجنسر، آژانس خبری ترند و بسیاری دیگر از رسانههای جهان دست به بازتاب سخنان مقام معظم رهبری زدند.
شایان ذکر است، حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در مراسم تحلیف و دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه افسری امام علی (ع) در سخنان مهمی، نیروهای مسلح را مایه عزت ملت و کشور ایران و نوک پیکان استوار دفاع ملی دانستند و تأکید کردند: دشمنان بخصوص آمریکا و دست نشانده گانش و رژیم صهیونیستی بدانند، ملت ایران اهل تجاوز به هیچ کشور و ملتی نیست اما هرگونه تجاوز و حتی تهدید را با قدرت کامل و بگونهای پاسخ خواهد داد که متعرضان و متجاوزان را از درون متلاشی کند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین خاطرنشان کردند: هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیلهاش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلیهای محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.
حضرت آیت الله خامنهای خاطرنشان کردند: هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیلهاش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلیهای محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام، ملت بزرگ ایران کند.

● گزارش تصویری مرتبط
-------------------------------
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در مراسم تحلیف و دانش آموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه افسری امام علی (ع) در سخنان مهمی، نیروهای مسلح را مایه عزت ملت و کشور ایران و نوک پیکان استوار دفاع ملی دانستند و تأکید کردند: دشمنان بخصوص آمریکا و دست نشانده گانش و رژیم صهیونیستی بدانند، ملت ایران اهل تجاوز به هیچ کشور و ملتی نیست اما هرگونه تجاوز و حتی تهدید را با قدرت کامل و بگونهای پاسخ خواهد داد که متعرضان و متجاوزان را از درون متلاشی کند.
فرمانده کل قوا افزودند: ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیلهاش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلیهای محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام ، ملت بزرگ ایران کند.
حضرت آیت الله خامنه ای همه ملت ایران بویژه نیروهای مسلح را به حفظ آمادگی برای تداوم مسیر عزت ملی و اقتدار بین المللی فراخواندند و تأکید کردند: ساخت مستحکم نظام جمهوری اسلامی و اتحاد ملی و نزدیکی دلهای آحاد ملت ایران، مهمترین قدرت بازدارنده است و همه موظف هستند این ساخت استوار و مستحکم نظام را حفظ کرده و به آن استحکام بیشتری ببخشند.
ایشان نیروهای مسلح را از لحاظ حضور در میدان علم و جهاد و همراه با معنویت و ایمان، مایه عزت خواندند و افزودند: آن کشور و ملتی که بتواند ثابت کند آماده ایستادگی و دفاع جانانه برای استقلال، حفظ هویت، آرمانها و موجودیت خود است، همواره عزیز است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در دنیایی که متأسفانه هنوز ارتباط میان ملتها و کشورها براساس تکیه بر قدرت سرنیزه و اسلحه تعیین می شود و قلدران تلاش دارند با مشتهای پولادین سرنوشت ملتها را در دست بگیرند، آن ملتی از آسیب محفوظ خواهد بود که آمادگی دفاعی خود را ثابت کند.
حضرت آیت الله خامنهای با اشاره به آمادگی دفاعی نیروهای مسلح از جمله ارتش، افزودند: این آمادگی دفاعی نیروهای مسلح در کنار دیانت و ایمان و تقوا، برای کشور و ملت ایران عزت آفرین است و باید آن را حفظ و تقویت کرد.
فرمانده کل قوا، دانشگاههای ارتش را کانون علم و جهاد خواندند و خاطرنشان کردند: نیروهای مسلح کشور که دارای دانش و علم، و آمادگی مجاهدت مؤمنانه هستند، در منطقه و دنیا بی نظیر است و چنین نیروهای مسلحی، نتیجه ی همت بلند ملتی است که عزم راسخ خود را برای برافراشتن پرچم ایمان، اسلام و دیانت بکار گرفته است.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، امیرسرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش ضمن خیرمقدم به فرمانده کل قوا، بر آمادگی یگانهای مختلف ارتش جمهوری اسلامی ایران برای پاسخگویی مقتدرانه و بهنگام به هرگونه تهدید فرامنطقه ای، تأکید کرد.
امیرسرتیپ دوم رشیدزاده فرمانده دانشگاه افسری امام علی (ع) نیز با ارائه گزارشی تحصیلی گفت: تعمیق شناخت دینی و معنویت، ارتقاء کیفیت آموزش و کارآمدی، آموزش نظامی و رزم در کنار تولید علم، تجهیز و توسعه کتابخانه ها و آزمایشگاهها و توسعه همکاریهای دانشگاههای افسری ارتش از جمله اقدامات انجام گرفته است.
فرمانده کل قوا در ابتدای این مراسم با حضور در محل مزار شهیدان گمنام، ضمن قرائت فاتحه، یاد و خاطره شهدای گرانقدر دفاع مقدس را گرامی داشتند.
حضرت آیت الله خامنهای سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
در این مراسم تعدادی از خانوادههای شهدا، فرماندهان، اساتید و دانش آموختگان منتخب و نمونه دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران، هدایا و درجه های خود را از دست رهبر انقلاب اسلامی دریافت کردند. فرمانده کل قوا سردوشی نماینده دانشجویان جدید دانشگاههای افسری ارتش را نیز اهدا کردند.
در ادامه این مراسم، برنامه رزمایش میدانی اجرا شد و در پایان مراسم نیز، یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند.
خبرگزاری فارس: شهردار اصفهان به خشکسالی زاینده رود اشاره کرد و گفت: وضعیت زاینده رود بحرانیتر میشود.

به گزارش خبرگزاری فارس از هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها سید مرتضی سقائیان نژاد شهردار اصفهان از غرفه فارس بازدید کرد.
شهردار اصفهان در خصوص خشکسالی زاینده رود گفت: سوء مدیریت باعث بروز این اتفاق شد.
وی با بیان اینکه وضعیت زاینده رود از این بدتر هم خواهد شد: بهتر است وزارت نیرو در این زمینه اقدامات لازم را انجام دهد تا بحران زاینده رود برطرف شود.
سقائیان نژاد با بیان اینکه پایههای سی و سه پل از ساروج استٰ گفت: خشکسالی به پایههای این آثار تاریخی لطمه وارد میکند.
شورای پول و اعتبار در بخشنامهای به بانکها و موسسات اعتباری اعلام کرد: اعطای تسهیلات کمتر از 100 میلیون ریال، تنها با یک ضامن معتبر برای تضمین بازپرداخت تسهیلات کافی است.

به گزراش خبرگزاری فارس، بانک مرکزی در بخشنامهای مصوبات هزار و صد و سیامین جلسه شورای پول و اعتبار مورخ 26 مهر 1390 را جهت اجرا به تمامی بانکهای دولتی، غیر دولتی، شرکت دولتی پست بانک و موسسه اعتباری توسعه ابلاغ کرد.
طبق این بخشنامه بانکها و موسسات اعتباری برای اعطای تسهیلات کمتر از 100 میلیون ریال، تنها یک ضامن معتبر برای تضمین بازپرداخت تسهیلات استفاده نمایند.
همچنین بانکها و موسسات اعتباری غیر بانکی مجاز، با شرط ذیل میتوانند نسبت به ارائه خدمات گشایش اعتبار اسنادی داخلی_ ریالی به مشتریان اقدام نمایند:
گشایش اعتبار اسنادی داخلی_ ریالی صرفا در شرایطی امکانپذیر است که ذینفع یا درخواست کننده اعتبار اسنادی یکی از شرکتها، نهادها و سازمانهای دولتی موضوع ماده چهار قانون محاسبات عمومی کشور باشد.
محمودرضا خاوری 22 فروردین 1388 از سوی سید شمسالدین حسینی –وزیر اقتصاد- به مدیرعاملی بانک ملی منصوب شد. او پیش از آن در دولت خاتمی مدیرعامل بانک سپه بود که در آبان سال 1384 یعنی چند ماه پس از ریاست جمهوری احمدینژاد، از این منصب کنار گذاشته بود.
بازگشت وی به سطح ارشد شبکه بانکی کشور در سال 1388، نشانهای از تغییرات در رویکرد کلی دولت بود. خاوری در مدت دو سال و نیم مدیرعاملی بزرگترین بانک کشور، به یک مدیر فرمانبر مطلوب برای دفتر رئیسجمهور و معاون اول رئیسجمهور تبدیل شده بود. همین فرمانبری احتمال ارتقاء جایگاه وی به ریاست بانک مرکزی را نیز مطرح کرد، اما ناگهان با لو رفتن اختلاس عظیم از شبکه بانکی کشور و نقش حیاتی بانک ملی در این فساد مالی، خاوری فرار را بر قرار ترجیح داد تا آنانی که وی را به این سمت حیاتی منصوب کرده بودند، شوکه شوند.
دبیر کل مجمع اسلامی کارکنان بانکها در گفتگو با هفتهنامه 9 دی، پرده از واقعیتی تلخ بر میدارد. به گفته ابراهیم حکیم فعال، نهادهای نظارتی رسما با انتصاب خاوری به مدیرعاملی بانک ملی مخالفت کرده بودند اما تصمیمگیران اقتصادی دولت به این هشدارها توجه نکردند و امروز آنان باید پاسخگوی این آبروریزی گسترده باشند.
گفتگوی مجله 9 دی با دبیر کل مجمع اسلامی کارکنان بانکها را در ادامه میخوانید.
***
* مهمترین دلیل اختلاس اخیر را چه میدانید؟
ریشه این فساد، نبود نظارت دقیق بر سیستم بانکی است. البته افرادی هم که در بانکها راس کار هستند آن تعهد انقلابی گذشته را ندارند. فکرمیکنم دو دلیل باعث اینگونه فسادها درجامعه میشود؛ یکی نبود نظارت دقیق و دیگری عدم تعهد مدیران.
* منظورتان چیست؟ یعنی مدیران فعلی بانکها تعهد کاری ندارند؟
منظورم این است که تعهد انقلابی ندارند. متاسفانه برخی مدیران بانکی آنگونه که باید و شاید بر زیرمجموعههای خود نظارت نمیکنند. فکر میکنم رویکردها و اولویتها در نظام بانکی تغییر کرده و این مسئله یکی از دلایل سوءاستفادههای اخیر در شبکه بانکی است.
* این تغییر رویکرد را ناشی ازچه میدانید؟
در این زمینه باید به طور مفصل صحبت کرد. اما گذشت زمان باعث تغییر روحیه مدیران و برخی مسئولان شده است. این حقیقت کاملا آشکار است که در حال حاضر آن روحیه انقلابی گذشته را در اکثر مدیران فعلی نمیبینید و کسب منافع مادی بر ایفای وظایف قانونی و وجدانی، سایه افکنده است. ببینید اگر یادتان باشد یکی از شعارهای آقای احمدینژاد در سال 1384 اصلاح نظام بانکی کشور بود. از همین رو هم با روی کار آمدن وی، برخی از مدیران بانکی برکنار شدند و بسیاری از روندها و مقررات هم اصلاح شد. اما طولی نکشید که تمامی این رویکردهای مثبت خفه شد. نمیدانم چرا، شاید آن مافیایی که خود ایشان در سخنرانیها از آن میگفتند، ظاهر شد. اما در هر صورت سوال من از آقای رئیسجمهور این است که چرا مدیرانی را که خود ایشان در ابتدای دولت نهم از نظام بانکی اخراج کردند، دوباره به حوزه بانکی بازگرداندند؟ آیا دستهای پشت پرده است؟
* شما علت این ورود و خروجها را چه میدانید؟
این سوال خود من هم هست. نمیدانم دلیل بازگشت فردی همچون آقای خاوری به شبکه بانکی چه بوده است.
* چه کسی آقای خاوری را برگرداند؟
فکر میکنم دستهایی پشت پرده بود تا دوباره وی را برگردانند. جالب این که به یاد دارم هنگامی که در دولت دهم قصد داشتند آقای خاوری را به مدیرعاملی بانک ملی منصوب کنند، آقای دری نجفآبادی دادستان وقت کل کشور رسما نسبت به جابجایی آقای صدوقی (مدیرعامل اسبق بانک ملی) و آوردن آقای خاوری هشدار دادند. اما نمیدانم چرا وزارت اقتصاد به هشدار دادستان کل کشور توجهی نکرد.
* یعنی از همان زمان نسبت به آقای خاوری، حساسیت وجود داشت؟
بله مطمئنا.
* آیا وزیر اقتصاد و رئیسجمهور هم این موارد را میدانستند؟
بهتر است اینگونه تصور کنیم که عدهای به آقای احمدینژاد آدرس غلط دادند. فکر میکنم آنقدر در مملک قحط الرجال نیست که آدمی که در گذشته یک بار از نظام بانکی کشور رانده شده بود دوباره بازگردد. بنده معتقدم انتصاب دوباره ایشان، کار اشتباهی بود. وقتی هم خبر انتصاب آقای خاوری را شنیدم شگفتزده شدم. تعجبم از این بود که کسی که خانوادهاش در ایران نبود و گرین کارت یک کشور غربی معاند را داشت چطور مدیرعامل بزرگترین بانک کشورمان شد.
پنجمین جشنواره و نمایشگاه رسانه های دیجیتال از 14 مهر ماه آغاز به کار کرده و تا 24 مهر ماه سال جاری تداوم خواهد یافت.
این نمایشگاه در مساحت 90 هزار مترمربع و در 19 بخش و در قالب بیش از 900 غرفه و با حضور نمایندگانی از 30 کشور جهان برگزار گردیده است.
این دو تصویر مربوط به یکی از بخش های جانبی نمایشگاه است.
رمی جمرات!

ستون هایی که می بینید نمادهای شیطان در رمی جمرات است. البته نماد های شیطانی نمایشگاه رسانه های دیجیتال با نام google و facebook تزیین شده است.
تفاوت ویندوز و فیسبوک!

نویسنده این مطلب هم معتقد است که فیس بوک و گوگل به صورت کاملا برنامه ریزی شده ای در تلاش اند تا افکار افراد را در مسیری که مد نظرشان هست هدایت کنند.
...................
منبع:بانکی دات آی آر
افشای اختلاسها و فسادهای پی در پی در نظام بانکی هرچند خشم و انزجار افکار عمومی از مسئولان اقتصادی و شبکه بانکی کشور را پدید آورده اما در عین حال باعث شده مردم خوش ذوق ایران با تولید پیامک و لطیفه، به نظام فاسد بانکی بخندند. در جدیدترین این نوع پیامکها آمده:

:: هرجا سخن از اختلاس است، نام بانکهای ایرانی می درخشد.
:: جدید ترین شیوه های اختلاس را از بانک ما بخواهید (بانک الف آریا و شرکا)
:: بشتابید بشتابید
آخرین مسابقه روابط عمومی بانک استاد.
سه هزار میلیارد چند تا صفر دارد؟
در مسابقه ما شرکت کنید و از سیستم بانکی جایزه بگیرید.
:: اعتماد شما افتخار ماست!!( انجمن مدیران بانک های اختلاس گر با مسئولیت محدود)
:: اگر از پول های خود خسته شده اید، اگر نمی دانید چطور پولهایتان را دور بریزید، دیگر نگران نباشید. بانک ما در خدمت شماست.
:: آنچه ما کرده ایم لطف مدیران بی کفایت بوده است.
:: یه بنده خدای مدیری میره بانک صادرات می گه پولم رو میخوام. می خندن می گن ترسیدی پولت رو بخوریم!! می گه پـ نه پـ فکر کردم می خواین بهم جایزه قرعه کشی بدین, گفتم فرار کنم.
خبرگزاری فارس: درحالی که بعد از انتشار اخباری مبنی بر فرار "خاوری"، سخنگوی بانک ملی از بازگشت وی به ایران طی هفته گذشته خبر داده بود یکی از اعضاء هیات مدیره این بانک گفت: اصلاً قرار نبود خاوری به کشور برگردد.

این مقام مسئول در بانک ملی که نخواست نامش فاش شود در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی باشگاه خبری فارس «توانا» درباره وضعیت محمودرضا خاوری مدیرعامل مستعفی این بانک و انتشار اخباری مبنی بر بازگشت وی به ایران اظهار داشت: آقای خاوری کاری در ایران نداشت که برگردد.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا هفته گذشته توسط سخنگوی بانک ملی اعلام شده بود که خاوری به ایران برمیگردد، گفت: اصلا قرار نبود آقای خاوری به کشور برگردد.
این اظهارات درحالی از سوی یکی از اعضای هیات مدیره بانک ملی بیان شد که با انتشار اخبار و شایعات متعددی درباره خاوری پیشبینی میشد وی برای ارائه توضیحات در این خصوص و پایان دادن به اخبار ضد و نقیض درباره خودش به ایران بازگردد.
البته حسین دشتی سخنگوی بانک ملی هفته گذشته از بازگشت مدیرعامل سابق این بانک طی روز پنجشنبه خبر داده بود اما نام خاوری در پروازی که در آن تاریخ به زمین نشست، نبود.
محسنی اژهای مأمور ویژه رسیدگی به پرونده اختلاس بزرگ نیز بعد از صدور بیانیه جهرمی مدیرعامل معزول بانک صادرات و رسانهای شدن ادعای وی مبنی بر فرار خاوری به کانادا طی سخنانی اعلام کرده بود که به نفع خاوری است تا به کشور بازگردد.
محمود رضا خاوری مدیرعامل سابق بانک ملی هفته گذشته به دنبال بروز بزرگترین اختلاس تاریخ کشور و نقش عظیم بانک متبوعش در اختلاس از سمت خود استعفا داد البته این استعفا درحالی رسانهای شد که وی در ایران نبود.
بعد از 35 سال همیشه، هر جا، پیش هر شخصی سخن از بهشت و جهنم میشد همه اتفاق نظر داشتند که بهشت خوبه حتی اگه آدم و راه ندن بهتره آرزوشو داشته باشه... نمیدونم من اینو قبول داشتم یا نه ولی منم مثل بقیه آدمها که خیلی چیزهارو بدون اینکه درباره اونها فکر کنند قبول میکنند قبول کردم یا به صورت فطری که آدم دوست داره چیزهایی رو که دیگران میخوان بخواد منم اینو قبول داشتم تا اینکه.....
روزی در محفلی یک کودک 5ساله در کنار ما نشسته بود و حرف از خوبیهای بهشت و زشتیهای جهنم شد، و چه اشخاصی به کجا میرن... جالبه این کودک تمام حرفهارو گوش میداد و سرش رو پایین میانداخت و کمی فکر میکرد بعد از کمی تأمل رو به پدرش کرد و گفت:
- بابا! توی جهنم آتیشه؟
- پدر گفت: بله پسرم، اونجا آتیش زیاده!
- توی بهشت خیلی چیزهای خوب هست؟
- بله بابایی هرچی بخوای هست!
بعد اون بچه کم سن و سال کمی فکر کرد و همه داشتند بهش نگاه میکردن ببینن پرسش بعدیش چیه، شاید هم امیدوار بودن یکی دیگه رو به سمت تفکرات خودشون هدایت کردن تا اینکه بعد از مدت کوتاهی گفت:"پس من دوست دارم برم جهنم!!!".
همه بدون هیچ حرفی داشتند به اون کودک نگاه میکردن و شاید تحلیلهای زیادی توی همون چندثانیه انجام شد که چرا؟
پدرش با لبخندی همراه با رضایت از اینکه پسرش بدون اینکه بترسه داره نظرش رو میده و کاملاً خلاف نظر جمع، سوالی که توی ذهنش بود رو بدون تردید پرسید:"چرا عزیزم؟"
اون کودک که هنوز داشت به یه چیزی فکر میکرد و به چهره بهت زده حضار نگاه کرد و سرش رو پایین انداخت و گفت:"بابایی آخه من بلال دوست دارم اگه برم بهشت اونجا که آتیش نداره من بلال درست کنم و بخورم ولی توی جهنم دیگه مشکلی نیست مگه نمیگید همیشه اونجا آتیش هست!!!"
همه افراد جمع بدون اینکه لحظهای درنگ کنند زدند زیر خنده و خندههای اونها تا چند لحظه ادامه دار و کشدار شد و تنها کسی که این کار رو نکرد پدر اون کودک بود که بدون اینکه حرفی با هم بزنند فقط نگاهشون با هم گره خورده بود.
بعد از مدتی همه ساکت شدند و تازه فهمیدند چه خبر بوده و اونها فقط تونستند خودشون رو با خنده دلداری بدند و به معنی حرف اون بچه فکر نکنند چون میدونستند بزرگترین حرفی رو که تا حالا شنیده بودند همین بوده!
اون بچه با زبان ساده و فکر بی ریای خودش شاید نمیدونست چی داره میگه ولی به همه ما فهموند: "اگه چیزی رو که دوست داری توی دل جهنم هم باشه اونجا برای تو بهترین جاست در حالی که اگه توی بهشت باشی و چیزی رو که دوستش داری در اختیارت نباشه هیچ لطف و لذتی نمیتونی ببری" و این همون چیزی بود که ما با اون روزها و روزها سرو کار داریم اما دلمون نمیخواد باور کنیم...
مهرداد و متین کرمانشاهی
طبقه اجتماعی(کلاس اجتماعی) نوعی قشربندی است که در آن قشرها به وسیله مقررات قانونی یا مذهبی ایجاد نمیشوند و عضویت بر مبنای موقعیت موروثی نیست.همچنین طبقه اجتماعی؛ گروهبندی وسیعی از افراد است که دارای منابع اقتصادی مشترکی هستند.
به گزارش بانکی دات آی آر,در اغلب کشور ها این طبقه بندی اهمیت ویژه ای دارد و خیلی ها سودای صعود از طبقه خود به طبقات بالاتر را در ذهن خود می پرورانند.

مسلم است که هر چه فاصله وضع معیشت ,اقتصاد ,فرهنگ و زندگی موجود بین این طبقات کمتر باشد بهتر است و به اصطلاح فاصله طبقاتی اجتماع کمتر خواهد بود.
از این روی بخش عظیمی از برنامه های اقتصادی و تجاری در بسیاری از کشور ها بر این اساس برنامه ریزی می شود که فاصله های موجود کاسته شود.
اوج این دیدگاه ها را می توان در اندیشه های جامعه بدون طبقه "کمونیسم" جستجو کرد که همانطور که می دانید در حد شعار ماند و هیچ گاه حتی در زمانی که کمونیسم در شوروی سابق در اوج قدرت بود محقق نشد.
در نخستین روزهای تصویب قانون هدفمند کردن یارانه ها و اجرایی شدن آن کاهش فاصله ی طبقاتی به عنوان یکی از مهمترین اهداف این قانون معرفی شد وبسیاری بر این باور بودند که با اجرای این قانون بسیاری از فاصله ها از میان خواهد رفت.
این درحالیست که در عمل این اتفاق رخ نداد و عملا هیچ گونه کاهش فاصله طبقاتی در سطح اجتماع گزارش نشده است اما دلیل این امر چیست؟
کارشناسان دلایل گوناگونی را در این خصوص ذکر می کنند. در این گزارش به برخی از این موارد اشاره می کنیم.
1. توزیع یکسان و هماهنگ یارانه در بین تمامی خانواده های متقاضی یارانه نقدی که با افزایش سرسام آور قیمت برخی حامل های انرژی و اقلام مورد مصرف خانواده ها همراه بوده یکی از موانع آشکار تحقق اهداف هدفمندی است.
2.نبود معیار مناسب برای تشخیص قشربندی درسطح اجتماع که با عدم پاسخگویی شفاف در سطح جامعه همراه بوده تشخیص و تقسیم بندی اقشار جامعه را به شدت دشوار نموده است.
3. نا کافی بودن مبلغ یارانه ها سبب شده که تمامی این مبالغ صرف اضافه هزینه ها شود و جایی برای کاهش فاصله طبقاتی نباشد.
4.این روزها آمار های متعددی در خصوص صرفه جویی های صورت گرفته در بخش های مختلف اقتصای کشور منتشر می شود اما این آمار ها به درستی نشان نمی دهد که این صرفه جویی توسط چه قشر و یا طبقه اجتماعی صورت گرفته است. در صورتی که این کاهش هزینه ها درقشر متوسط و ضعیف جامعه صورت گرفته باشد پرداخت یارانه در کاهش فاصله طبقات هیچ گونه اثری نخواهد داشت.
5.برخی کارشناسان پرداخت یارانه نقدی را قدم برداشتن در مسیر وابسته سازی افراد و گداپروی که در بسیاری از کشور های عربی رایج شده می پندارند و معتقدند این امر در کاهش انگیزه های افراد برای تغییر پایگاه وطبقات اجماعی موثر است.
منبع:بانکی دات آی آر
مایکروسافت در خلال کنفرانس BUILD که در جریان است، از نسل بعدی ویندوز خود موسوم به Windows 8 پردهبرداری میکند. این شرکت با بیان اینکه این سیستمعامل جدید واسط کاربر متفاوتی خواهد داشت، از پشتیبانی و توان اجرای آن هم روی تراشههای اینتل و هم روی تراشههای ARM سخن گفت. از اینرو ویندوز 8 نه تنها روی کامپیوترهای شخصی معمول بلکه روی کامپیوترهای لوحی نیز قابل اجرا خواهد بود. این شرکت افزود که ویندوز 8 روی اسمارتفونها (که هماکنون از ویندوز فون 7 بهره میبرند) قابل استفاده نخواهد بود ولی نکته جالب این است که واسط کاربر ویندوز 8 به واسط کاربر ویندوزفون شباهتهایی دارد.

طبق گفته مایکروسافت، ویندوز 8 با استفاده از قابلیت مجازیسازی خود که Hyper-V خوانده میشود، میتواند برنامههای سازگار با ویندوز 7 و نسخههای پیش از آنرا نیز اجرا کند. این حرکت مایکروسافت یادآور همان راهی است که اپل یک دهه قبل در پیش گرفت و با عرضه مجموعه جدید سیستمعامل خود یعنی Mac OS X، به مجازیسازی معماری قدیمی System 7 این شرکت پرداخت تا بر مشکل سازگاری برنامههای قدیمی با سیستمعامل جدید غلبه کند. بدین ترتیب مایکروسافت دیگر در قید و بند فناوری قدیمی خود باقی نخواهد ماند و میتواند بر گسترش فناوری جدید خود تمرکز کند. همچنین بهکارگیری این استراتژی باعث خواهد شد تا کامپیوترهای لوحی مبتنی بر تراشههای ARM که از ویندوز 8 استفاده میکنند، نتوانند برنامههای عادی ویندوزی را اجرا کنند؛ همانگونه که آیپدها و آیفونها نمیتوانند برنامههای Mac OS X را اجرا کنند، هرچند که از هسته مشترکی بهره بردهاند. ولی دستکم بعضی از کامپیوترهای شخصی ویندوز8 خواهند توانست هم برنامههای جدید سازگار با ویندوز8 و هم برنامههای قدیمیتر را به اجرا درآورند. این راهبرد را میتوان نقطه تفاوت مایکروسافت و اپل که دسکتاپ و موبایل از هم جدا کردهاست، دانست. مایکروسافت برخلاف اپل درصدد است تا با گستردن قلمروی ویندوز به تجهیزات جدید، فرآیند راهیابی به دنیای موبایل را سادهتر کند.
|
پس از موفقیت چشمگیر مایکروسافت در عرضه ویندوز 7 در سال 2009، این شرکت تصمیم به عرضه نسخه جدید و ارتقاء یافته ی این سیستم عامل کرد. این نسخه که با کدنام ویندوز 8 معرفی شده، در حقیقت پل ارتباطی بین پی سی ها و لوح های لمسی است که با حضور خود در سال 2012 فضای رقابتی خاصی را بوجود خواهد آورد. ویندوز 8 ویژگیها و قابلیتهای جذاب و پرکاربرد نسخه قبلی خود را خواهد داشت بانضمام اینکه برخی امکانات ارتقاء یافته و جدید به آن نیز اضافه شده است. این پروژه جدید مایکروسافت پس از عرضه ی موفقیت آمیز ویندوز 7 معرفی شده که بطور خلاصه می توان گفت همان ویندوز 7 با سرعت و کیفیت بالاتر و امکانات جدیدتر است. در حال حاضر 8 تا از بهترین ویژگیهای ویندوز 8 معرفی شده که در ادامه آنها را به شما معرفی خواهیم کرد. سرزمین رایانه 2. در این نسخه پنجره ها به روش خاصی قرار گرفته اند و بهتر از آیکون های معرفی شده در ویندوز 7 می باشند. همچنین فضای بیشتری برای برنامه ها در نظر گرفته شده تا بتوانند ویژگیهای خود را نشان دهند. سرزمین 3. ویندوز 8 به شما اجازه مدیریت هوشمندانه و آسان فایل های هم نام را میدهد. تمام فایل های منبع در سمت چپ و تمام فایل های مشابه در سمت راست قرار دارند، و شما براحتی میتوانید آنها را انتخاب و مدیریت کنید، همچنین میتوانید با کلیک بر روی تصاویر کوچک عکس ها را نیز مشاهده کنید. 5. ویندوز 8 از شیوه های نوین نمایش اطلاعات پشتیبانی خواهد کرد که از میان آنها می توان به نمایش سه بعدی اطلاعات به صورت بی سیم و سازگاری با استاندارد HDTV اشاره کرد. 7. با ویندوز جدید مایکروسافت می توانید سرعت انتقال اطلاعات و نمودار روند اطلاعات مربوط به هر عملیات کپی را مشاهده نمایید. سرزمین رایانه 8. قابلیت و ویژگی های کپی کردن در ویندوز 8 افزایش یافته است. بعنوان مثال در یک مکان و یک پنجره ترکیبی میتوانید تمام عملیات های کپی را مدیریت کنید و اطلاعات اضافی و مزاحم را درحین عملیات حذف نمایید. |
روابط ایران و عراق که ریشه در تاریخی کهن دارد و وابستگی پیشینی حاکمان امروز عراق به ایران همچون مالکی و اینکه برخی از وزرای کابینه عراق نیز سالها در ایران زندگی کردهاند امکان منحصر به فرد و ویژه ای را در عرصه تجارت و اقتصاد میان ایران و عراق به وجود آورده است. نباید از یاد برد که ایران در بدترین شرایط حامی کشور عراق بوده و یک میلیون پناهنده عراقی در ایران زندگی کرده اند و بدین ترتیب حق طبیعی ایران است که از همه این فرصتها برای به دست آوردن حضور اقتصادی ویژه در بازارهای عراق بهره برد. اما این بر عهده بازرگانان و تجار وصادرکنندگان ایرانی است که این امکان بالقوه را بالفعل سازند. در این خصوص یکی از مهمترین مسائلی که صادرکننده ایرانی باید بدان توجه داشته باشد، حفظ کیفیت محصولات تجاری صادراتی است. صدور کالاهای نامرغوب به عراق به از دست رفتن بازار این کشور و اطمینان خریداران منجر خواهد شد و در نتیجه در رقابت با سایر کشورها بازار تجاری ارزشمند عراق از دست ما خارج خواهد شد. البته خوشبختانه به منظور سر و سامان دادن به وضعیت ارزیابی محصولات تجار ایران به عراق سنجش استاندارد در مرزها فعال شده و به این ترتیب کالاهایی که استاندارهای لازم را نداشته باشند، نمیتوانند وارد بازار عراق شوند. اما به هر شکل فقدان برخی زیرساختها یا امکانات حمل و نقل موجب میشود که فرصتهای رقابتی ما در عراق کاهش یافته و به هدر رود.
اصلیترین و جدیترین رقیب ما در عراق کشور ترکیه است. ترکیه که این روزها از شرایط اقتصادی خوبی برخوردار است، توانسته سیاستگذاری اقتصادی خوبی در کشور عراق داشته باشد و سهم بالایی از صادرات به این کشور را از آن خود کند. سرمایهگذاران ترکیه از سوی دولت این کشور حمایت میشوند و آنها حساب ویژهای روی عراق باز کردهاند و طی این سالها به خوبی بازار عراق را مورد مطالعه قرار دادهاند. یکی از اصلیترین حوزه های صادراتی به عراق خدمات فنی و مهندسی است. ما طی سالهای گذشته رقمی در حدود 80 میلیون دلار صادرات خدمات فنی و مهندسی به عراق داشتهایم ولی ترکیه در همین مدت بیش از سه میلیارد دلار صادرات خدمات فنی و مهندسی به عراق داشته که این رقم بدون شک در ماههای اخیر از رشد تصاعدی هم برخوردار بوده است. از همینرو ما باید برای حضور اقتصادی در بازارهای عراق نیازسنجی بهینه تری را پیشه کنیم.
با وجود صادرات میلیاردی ایران به کشور عراق سهم پوشش بیمهای صندوق تضمین صادرات رقمی در حدود 50 میلیون بوده است که این مسئله با توجه به بالا بودن ریسک سرمایه گذاری در کشور عراق، موجب کند شدن روند سرمایه گذاریها در این کشور شده و فرصتهای صادراتی ما را از بین برده است. بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی آمریکا در مسئله صادرات کالا و فناوری به عراق کشته و زخمی دادهاند و با این حال کماکان شرکتهای بیمهای و کارگزاران بیمه از سرمایه گذاری آنها در خاک عراق حمایت میکنند و این در حالی است که سرمایه گذار ایران برای صادرات محصولات خود با عراق به مشکلات عدیده ای در بخش بیمه کالا و خدمات مواجه است و شرکتهای خصوصی بیمه گذار نیز حاضر به سرمایه گذاری در این بخش نیستند.
یکی از مسائل و چالشهایی که صادرکنندگان ایرانی در عراق با آن مواجه هستند مسئله ال سیها، حواله و به طور کلی روابط بانکی میان دو کشور است که تحریمها نیز این چالش را تشدید کرده اند. اگرچه با تاسیس شعبات بانک اقتصاد نوین و بانک کشاورزی تا حدودی امکان ارتباطات بانکی میان دو کشور فراهم شده است اما باید امیدوار بود که با توسعه همکاریهای بانکی تجار و صادرکنندگان ایرانی از تجارت چمدانی و حمل پول نقد به سمت شیوههای نوین همکاری اقتصادی پیش روند.
* رئیس اتاق مشترک ایران و عراق
روابط ایران و عراق که ریشه در تاریخی کهن دارد و وابستگی پیشینی حاکمان امروز عراق به ایران همچون مالکی و اینکه برخی از وزرای کابینه عراق نیز سالها در ایران زندگی کردهاند امکان منحصر به فرد و ویژه ای را در عرصه تجارت و اقتصاد میان ایران و عراق به وجود آورده است. نباید از یاد برد که ایران در بدترین شرایط حامی کشور عراق بوده و یک میلیون پناهنده عراقی در ایران زندگی کرده اند و بدین ترتیب حق طبیعی ایران است که از همه این فرصتها برای به دست آوردن حضور اقتصادی ویژه در بازارهای عراق بهره برد. اما این بر عهده بازرگانان و تجار وصادرکنندگان ایرانی است که این امکان بالقوه را بالفعل سازند. در این خصوص یکی از مهمترین مسائلی که صادرکننده ایرانی باید بدان توجه داشته باشد، حفظ کیفیت محصولات تجاری صادراتی است. صدور کالاهای نامرغوب به عراق به از دست رفتن بازار این کشور و اطمینان خریداران منجر خواهد شد و در نتیجه در رقابت با سایر کشورها بازار تجاری ارزشمند عراق از دست ما خارج خواهد شد. البته خوشبختانه به منظور سر و سامان دادن به وضعیت ارزیابی محصولات تجار ایران به عراق سنجش استاندارد در مرزها فعال شده و به این ترتیب کالاهایی که استاندارهای لازم را نداشته باشند، نمیتوانند وارد بازار عراق شوند. اما به هر شکل فقدان برخی زیرساختها یا امکانات حمل و نقل موجب میشود که فرصتهای رقابتی ما در عراق کاهش یافته و به هدر رود.
اصلیترین و جدیترین رقیب ما در عراق کشور ترکیه است. ترکیه که این روزها از شرایط اقتصادی خوبی برخوردار است، توانسته سیاستگذاری اقتصادی خوبی در کشور عراق داشته باشد و سهم بالایی از صادرات به این کشور را از آن خود کند. سرمایهگذاران ترکیه از سوی دولت این کشور حمایت میشوند و آنها حساب ویژهای روی عراق باز کردهاند و طی این سالها به خوبی بازار عراق را مورد مطالعه قرار دادهاند. یکی از اصلیترین حوزه های صادراتی به عراق خدمات فنی و مهندسی است. ما طی سالهای گذشته رقمی در حدود 80 میلیون دلار صادرات خدمات فنی و مهندسی به عراق داشتهایم ولی ترکیه در همین مدت بیش از سه میلیارد دلار صادرات خدمات فنی و مهندسی به عراق داشته که این رقم بدون شک در ماههای اخیر از رشد تصاعدی هم برخوردار بوده است. از همینرو ما باید برای حضور اقتصادی در بازارهای عراق نیازسنجی بهینه تری را پیشه کنیم.
با وجود صادرات میلیاردی ایران به کشور عراق سهم پوشش بیمهای صندوق تضمین صادرات رقمی در حدود 50 میلیون بوده است که این مسئله با توجه به بالا بودن ریسک سرمایه گذاری در کشور عراق، موجب کند شدن روند سرمایه گذاریها در این کشور شده و فرصتهای صادراتی ما را از بین برده است. بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی آمریکا در مسئله صادرات کالا و فناوری به عراق کشته و زخمی دادهاند و با این حال کماکان شرکتهای بیمهای و کارگزاران بیمه از سرمایه گذاری آنها در خاک عراق حمایت میکنند و این در حالی است که سرمایه گذار ایران برای صادرات محصولات خود با عراق به مشکلات عدیده ای در بخش بیمه کالا و خدمات مواجه است و شرکتهای خصوصی بیمه گذار نیز حاضر به سرمایه گذاری در این بخش نیستند.
یکی از مسائل و چالشهایی که صادرکنندگان ایرانی در عراق با آن مواجه هستند مسئله ال سیها، حواله و به طور کلی روابط بانکی میان دو کشور است که تحریمها نیز این چالش را تشدید کرده اند. اگرچه با تاسیس شعبات بانک اقتصاد نوین و بانک کشاورزی تا حدودی امکان ارتباطات بانکی میان دو کشور فراهم شده است اما باید امیدوار بود که با توسعه همکاریهای بانکی تجار و صادرکنندگان ایرانی از تجارت چمدانی و حمل پول نقد به سمت شیوههای نوین همکاری اقتصادی پیش روند.
* رئیس اتاق مشترک ایران و عراق
روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:
شیوهای برای ساخت آپارتمانهای 2طبقه در شهر تهران رواج پیدا کرده که در قالب آن علاوه بر اینکه در هزینهها صرفهجویی میشود، مدت زمان ساخت به کمتر از 30 روز کاهش پیدا میکند.
تعدادی از کارخانههای تولید قطعات پیشساخته مسکن اخیرا در مناطقی از تهران اقدام به مونتاژ و نصب آپارتمانهای پیشساخته کردهاند.
در این شیوه از ساختوساز، سازنده که همان صاحب کارخانه است در ازای تحویل واحد مسکونی، فقط فاکتور فروش و تاییدیه فنی ارائه میدهد و مسوولیت دریافت پایانکار و سندمحضری برعهده مالک زمین است.
برای ساخت این خانهها نیازی به دریافت پروانه ساختمانی نیست. گزارش در اینباره حاکی است: از این خانههای پیشساخته اغلب برای احداث یک طبقه اضافه روی ساختمانهای موجود در تهران استفاده میشود.
نمونههایی از خانههای پیشساخته در مناطق تهرانپارس، پیروزی و شهرکغرب احداث شده است.
واحدهای مسکونی پیش ساخته حداقل بین 15 روز تا حداکثر دو ماه به متقاضیان واگذار میشود، البته زمان تحویل واحدها به خریداران بستگی دارد؛ چرا که هرچه متراژ کوچکتر باشد تحویل کار سریعتر و هرچه متراژ بزرگتر باشد مدت زمان بیشتری صرف ساخت این واحدهای پیش ساخته میشود. معمولا واحدهای پیش ساخته چوبی که کمتر از 100 متر مربع باشند طی 10 تا 15 روز، واحدهایی که حدود 150 متر مربع باشند از 20 تا 30 روز، واحدهایی که 300 متر مربع باشند در 45 روز و همچنین آن دسته از واحدهایی که متراژشان بیش از 400 متر مربع باشد طی 2 ماه ساخته میشوند.
علاوه براین، قیمت این واحدهای پیش ساخته به سلیقه و درخواست خریداران بستگی دارد. برای مثال خریداری ترجیح میدهد برای کفپوش به جای پارکت از سرامیک استفاده شود و این مسائل باعث میشود تا قیمت خرید و فروش با کمی نوسان روبهرو شود. به همین خاطر قیمت هر متر مربع از واحدهای پیش ساخته تیپ A به طور حدودی بین 390 هزار تا 450 هزار تومان و قیمت هر متر مربع از واحدهای پیش ساخته تیپ B از 290 هزار تا 380 هزار تومان است.
برای تحقق این امر متقاضیان باید در ابتدا زمینی را به عنوان قرارگیری واحد پیش ساخته در اختیار داشته باشند و بعد متراژ دلخواه واحد مسکونی مورد نظر خود را تعیین کنند و با دستور نقشه ای که خود یا نقشهکش این شرکت تهیه میکند، واحد پیش ساخته خود را سفارش دهند.
مدت زمان ساخت و تحویل این واحدهای مسکونی پیش ساخته اگرچه بسیار کوتاهتر از مدت زمان ساخت و تحویل واحدهای مسکونی با ساختوساز سنتی است، اما خریداران همچنان میتوانند از شرایط ویژه خرید برخوردار شوند؛ زیرا متقاضیان میتوانند در ابتدای قرارداد 35 درصد مبلغ خرید را نقدی، 10 تا 20 درصد را طی زمان ساخت و مابقی مبلغ را در زمان تحویل واحد پرداخت کنند.
دولت به خصوص دکتر احمدی نژاد اگرچه همواره در بین اصولگرایان ، منتقدانی داشته است ولی حجم اصلی ریزش هواداران اصولگرا از ماجرای برکناری ناکام وزیر اطلاعات اتفاق افتاد.

رئیس جمهوری اگرچه در طی این چند ماهه «سکوت الهام بخش» را استراتژی خود اعلام کرده است ولی کیست که نداند یک سیاستمدار عملگرا هیچوقت بازی را تمام نشده نمی داند و دست های خود را بالا نمی برد . احمدی نژاد نیز جز این نیست و دیر یا زود موج جدید را شروع می کند . به نظر می رسد پس از عید فطر ، دولت و بویژه تیم آقای احمدی نژاد تحرکاتی داشته باشد . در این راستا موارد زیر قابل توجهند:
1- این امری پنهانی نیست که هر دولتی تمایل به مجلسی همراه دارد . بعضی دولت ها این تمایل را در قالب مداخله غیر مستقیم به فعلیت نیز می رسانند ، حتی بعضی دولت ها قانون ستیزی را به اوج رسانده و به مداخله مستقیم نیز آلوده می شوند . اما در هر صورت ، نفس تمایل یک واقعیت انکار ناپذیر است و همین تمایل ، انتخابات اسفندماه را برای دولتی ها مهم می نمایاند . به رغم برخی تحلیل ها که تیم احمدی نژاد را تمام شده می پندارد انتخابات آتی ، نقطه عطف حیات مجدد این تیم خواهد بود و لذا چنین شب قدری را از دست نمی دهند .
2- رئیس جمهوری می تواند آقایان مشایی و رحیمی را ظاهرا برکنار سازد و آنان را از ویترین دولت دور نماید تا به این طریق بهانه ریزش کنندگان اخیر ستانده شود و آنان که اتفاقا ظاهر بین تر هم هستند مجددا به زیر چتر او برگردند . بدیهی است که این چهره های نزدیک کاملا حذف نمی شوند بلکه محوریت لایه پنهانی را عهده دار می شوند و کار تشکیلاتی غیر دولتی تیم را اداره می کنند : کادرسازی ، طراحی ها و برنامه ریزی های آینده و بستن لیست های انتخاباتی .
3- مطابق اعلام رسمی فاز دوم ، یارانه ها بزودی کلید خواهد خورد که پیش بینی می شود از آذرماه با 35 درصد افزایش به 60 هزار تومان بالغ شود . این همان نقطه کانونی توجه دولت عدالت محور است که معمولا از محاسبات رقبای سیاسی اش پنهان می ماند . احمدی نژاد بی نیاز از جبهه های سیاسی ، توده های مردم و بلکه مردم فقیر را نشانه گرفته است و تجربه نشان داده که پشتیبانی آنان را نیز دارد .
4- قرار است پس از ماه مبارک رمضان مجددا سفرهای استانی دولت با سبک و سیاق گذشته شروع شود . می دانیم این مدل دقیقا بعد از خانه نشینی 11 روزه رئیس جمهور منسوخ شده بود . گفته می شد یکی از دلایل ، نگرانی از عدم استقبال پرشور مردمی بود زیرا احمدی نژاد حمایت حزب الهی ها و قدرت بسیج را از دست داده بود . دلیل دیگر، وجود شعار های به اصطلاح خودجوش در لعن وطعن چهره هایی از دولت بود که حالا بر چسب جریان انحرافی نیز به آنان زده بودند .
فکرش را بکنید اگر دولت به ظاهر پوست بیندازد و بهانه از بریدگان اخیر دولت گرفته شود و یارانه ها نیز افزایش یابد و احمدی نژاد مجددا" موتور خود را روشن کند ترکیب مجلس بعدی چه خواهد شد ؟
محققین تخمین زده اند که جایگزین کردن 50 گرم از برنج سفید (که حدود یک سوم مصرف نرمال روزانه برنج می باشد) با مقادیر مشابه از برنج قهوه ای سبب کاهش 16 درصدی خطر دیابت نوع 2 خواهد شد و مشابه آن جایگزینی برنج سفید با غلات کامل مانند گندم و جو، سبب 36 درصد کاهش این خطر خواهد شد.
در مراحل فرآوری برنج؛ مرحله پیش از تولید برنج سفید، برنج قهوه ای است. برنج قهوه ای محتویات فیبر، مینرال، ویتامین و فیتوکیمیکال های بیشتری را داراست، به علاوه با مصرف این نوع برنج قند خون به آهستگی و تدریجا افزایش می یابد. آسیاب و پرداخت کردن برنج قهو ه ای و تبدیل آن به برنج سفید، سبب از بین رفتن بسیاری مینرال ها و ویتامین ها می شود. به علاوه مراحل آسیاب کردن سبب از بین رفتن مقادیر بالایی از فیبر (که سبب کند کردن روند بالا رفتن قند خون پس از صرف وعده غذایی می شود) خواهد شد.
در مطالعه ای که به تازگی انجام شده است ودر نوع خود اولین مطالعه ای می باشد که پژوهشگران به بررسی برنج سفید وقهوه ای و ارتباط آن با دیابت در افراد آمریکایی پرداخته اند. در این مطالعه محققین به بررسی مصرف برنج سفید وقهوه ای و ارتباط آن با خطر دیابت نوع 2 در 157463 زن و 39765 مرد شرکت کننده پرداختند؛ و پرسشنامه مربوط به عادات غذایی، سبک زندگی و شرایط سلامت بیماران را که هر 4 سال به صورت متوالی تکمیل شده بود به مدت 22 سال مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. همچنین عوامل تاثیر گذار بر تحقیق مانند سن، نمایه توده بدنی، مصرف سیگار و الکل و سابقه خانودگی ابتلا به دیابت را تعدیل کردند.
نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین مصرف کنندگان برنج سفید بیشترین سابقه ابتلا به دیابت را در خانواده دارند، وروند رو به افزایش خطر ابتلا به دیابت با مصرف برنج سفید همچنان وجود دارد. از آنجا که قومیت افراد هم با مصرف برنج سفید و خطر دیابت ارتباط داشت؛ محققین دومین بررسی خود را تنها بر روی افراد سفید پوست انجام دادند و مجددا نتایج مشابهی را مشاهده نمودند.
نکته عملی: مصرف برنج سفید در ایران بسیار متداول است، بر طبق شواهد علمی جدید توصیه می شود عموم مردم به جای مصرف برنج سفید، به مصرف برنج قهوه ای و دانه های کامل مانند گندم و جو توجه نمایند. چرا که جایگزین کردن برنج قهوه ای و سایر دانه های کامل مانند جو و گندم به جای برنج سفید ارتباط قوی با کاهش خطر دیابت دارد.
مهر نامه نوشت:
محمد طاهری- رضا طهماسبی: دیوید فریدمن- پسر میلتون فریدمن- دکترای فیزیک از دانشگاه شیکاگو دارد امادرحال حاضر در دانشگاه سانتاکلارا بر کرسی استادی حقوق می نشیند با این حال او را به عنوان یک اقتصاددان نیز می شناسند. دیوید فریدمن فرزند میلتون و رز فریدمن دو اقتصاددان نامی آمریکایی است که فعالیت ها و تالیفاتش را عموما به حوزه اقتصاد اختصاص داده است و آن گونه که خود می گوید یک اقتصاددان آنارشیست و ناهماهنگ با زمان خویش است. دیوید فریدمن یک آزادی خواه کاملا مخالف دولت است وبه عنوان یکی از رهبران نظری سیاسی آنارشیست ها به حساب می آید. او در پاسخ به پرسش های مهرنامه تاکید می کند که متخصص اقتصادکلان نیست و نمی تواند درست قضاوت کند. پدرش میلتون فریدمن اثرگذارترین اقتصاد دان قرن بیستم است اما دیوید فریدمن منکر این نیست که میلتون فریدمن هم ممکن است اشتباهاتی داشته باشد.
در بیوگرافی میلتون فریدمن می خوانیم که او در خانواده ای فقیر متولد شد.میلیون ها انسان هم طبقه او،ازبرابری سخن می گویند وآن را مقدم برآزادی می دانند اما میلتون فریدمن در رد این اندیشه مقاله نوشت تا اثبات کند آزادی مقدم بر برابری است.چرا چنین اندیشه ای در ذهن فردی فقیر شکل گرفت؟ آیا گذار زمان درست بودن اندیشه میلتون فریدمن درمورد تقدم آزادی بر شعار برابری را اثبات کرد؟
از این منظر با میلتون فریدمن موافقم چرا که معتقدم عدالت تاکنون به خوبی تعریف نشده است.عدالت به معنای برابری نیست. اگر هر فرد ادعا داشته باشد که باید با او رفتار خاصی صورت بگیرد به این دلیل که خود را مستحق می داند، مردم باید تمام وقت و تلاششان را به مبارزه با یکدیگر بر سر توزیع منابع اختصاص دهند به جای این که به کار مفید و مولد بپردازند تا بتوانند با مبادله تولیداتشان نیازهای یکدیگر را تامین کنند. نتیجه این می شود که هر کس بدترین آنچه را که می تواند انجام می دهد.
• ما درایران ضرب المثلی داریم که می گوید" حرکت در جهت مخالف جریان آب".براساس این مثل،هرکس مخالف جریان آب حرکت کند،باید هزینه اش را بپردازد. واین مثل در مورد فریدمن مصداق دارد. نظریه های او بیشتر اوقات، مغایر با جریان اصلی ومخالف جریان آب بود. به طور مثال طرفداریفریدمن از بازار آزاد در دورهٔ «دولت بزرگ» و مالیاتهای سنگین در دهههای۱۹۴۰، ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دیدگاه اقلیت به حساب میآمد وطرح آن هزینه سنگینی به دنبال داشت.آقای فریدمن از طرح نظریه های جنجالی خود به دنبال چه چیزی بود؟آیا درمقام یک مصلح اجتماعی سخن می گفت یا در مقام یک نظریه پرداز صرف؟
چیزی که فریدمن به آن چیزهایی اعتقاد داشت که درست بود. فریدمن هم یک نظریه پرداز و هم یک اصلاح طلب اجتماعی است. او سهم بزرگی در نظریات اقتصادی دارد. فریدمن مدافع سیاست هایی بود که اعتقاد داشت در نهایت منجر به زندگی بهتر برای مردم می شود. اعتقاداتی که من به درستی آن ها مطمئنم.
• فریدمن بر این باور بود که اگر سرمایهداری ، یا آزادی اقتصادی، به کشورهایی که توسط دولتهای تمامیتخواه اداره میشود شناسانده شود آزادی سیاسی به همراه خواهد داشت.درحقیقت او آزادی اقتصادی را بر آزادی سیاسی مقدم می دانست.اکنون که تحولات گسترده ای در نظام سیاسی جهان به وقوع می پیوندد،فکرمی کنید این اندیشه آقای فریدمن وهمفکران اوهم چنان به قوت خود باقی است؟استدلال فریدمن در این مورد چه بود وتاریخ چه چیزی را نشان می دهد؟ درستی نظریه میلتون فرید من یا اشتباه بودن آن را؟
این از قدرت و قوت «اجتناب ناپذیری» است. فریدمن فکر می کرد آزادی اقتصادی در قسمت هایی به توسعه آزادی های سیاسی منجر خواهد شد چرا که آزادی اقتصادی به معنای تمرکز قدرت کمتر در دولت و توزیع آن در نهادهای دیگر است. مثلا وقتی دولت همه رسانه های چاپی را در اختیار داشته باشد کنترل کردن آن چه مردم می خوانند برایش بسیار ساده خواهد بود.
• میلتون فریدمن دادن مشاوره به دیکتاتورهایی هم چون پینوشه در کشور شیلی وشیائوپنگ در چین را مثبت ارزیابی می کرد.او در دیدار با دانشجویان شیلی هم گفته بود شما آزادی اقتصادی را طلب کنید واطمینان داشته باشید که آزادی سیاسی هم به دنبال آن خواهد آمد.درمورد چین هنوز این نظریه به اثبات نرسیده واین کشور با وجود حرکت به سوی اقتصاد آزاد هم چنان در مسیر دیکتاتوری سیاسی گام بر می دارد.آیا فکر می کنید پیش بینی آقای فریدمن در نهایت محقق خواهد شد؟
فریدمن معتقد بود می توان به هر کسی که گوش شنوا دارد در باب چگونگی بهتر کردن امور اقتصادی مشاوره داد. این موضوع هم شامل رهبران منتخبی چون مارگارت تاچر و رونالد ریگان می شد هم رهبران کمونیست و دیکتاتورها. ارتباط او با پینوشه هم تا جایی که می دانم محدود به یک دیدار از شیلی بود که آن هم به دعوت پینوشه یا با هزینه دولت شیلی نبود. گفت و گوی او با پینوشه هم در خلال همین سفر بود و موضوعیت خاصی نداشت. نظریات اقتصادی فریدمن درست بود. اما این را هم باید مدنظر قرار دهیم که هیچ کس مطلق نیست.
• "پل کروگمن" درمقاله ای که مدت زمان زیادی از انتشار آن نمی گذرد،گفته است: " همان طور که فریدمن علیه کینز به پا خاست و نظریه های او را رد کرد درحال حاضر نیز علم اقتصاد نیازمند یک اصلاح طلب دیگر است".این دیدگاه زمانی مطرح می شود که دولت ها به دلیل وقوع بحران مالی،بخشی از اندیشه های منسوخ شده جان مینارد کینزدرمورد دخالت دولت ها برای گذار از بحران اقتصادی را از بایگانی بیرون کشیده اند.آیا این ها نشانه هایی ازپایان بخشی از اندیشه های میلتون فریدمن نیست؟
کینزینیسم در نزد دولت ها محبوب تر است چرا که همیشه به آنان بهانه هایی برای هزینه کردن پول بدون افزایش مالیات می دهد. از طرفی هزینه این کار هم در آینده مشخص می شود. یعنی زمانی که دولت تغییر کرده و آن افراد دیگر در قدرت نیستند. بروز مجدد بحران مالی برای کینزین ها فرصتی فراهم کرد که حداقل در ایالات متحده موفق شدند این فرصت را در دست بگیرند.
اما معتقد نیستم که بحران مالی مدرکی دال بر صحت دیدگاه کینزین ها باشد. چون این بحران در صنعتی آغاز شد که مالکیت آن در اختیار دو شرک فانی می و فردی مک بود که توسط دولت ایجاد شده بودند. برعکس این بحران مدرکی بود که نشان می داد دخالت دولت به جای افزایش ثبات عامل کاهنده آن است. دولت اوباما پیش بینی هایی در مورد اثر این سیاست محرک بر روی بیکاری داشت که تا اینجا آن پیش بینی ها همگی غلط از آب درآمده است. وقتی یک نظریه علمی پیش بینی هایی بکند که درست از آب درنیاید این خود دلیلی برای زیر سوال بردن آن نظریه است. این همان چیزی است که پل کروگمن کاملا بی علاقه به انجام آن است. من نوشته های کروگمن را در جزییات دنبال نکرده ام اما به نظر می رسد او یک مدل کینزی را به عنوان الگو انتخاب کرده و هر نوع شکستی در پیش بینی های آن را معلول بی علاقگی دولت به افزایش دادن کسری بودجه خود در حد کافی می داند.
• واین که شما هم فکر می کنید علم اقتصاد به یک اصلاح طلب دیگر نیاز دارد؟
علم اقتصاد همانند هر علم دیگری همیشه پتانسیل پیشرفت را دارد. اقتصاد کلان حوزه تخصصی من نیست اما می توانم در آن مسیری را ببینم که یا به یک گورستان مخروبه می رسد یا به یک مکان سازندگی. به نظر نمی رسد که کینزینیسم دهه 1960 تئوری صحیحی باشد و هم چنین آشکارا می توانم بگویم هیچ تئوری جایگزینی در این مکتب درست نیست اگر چه افراد زیادی تلاش کردند تا آن را خلق کنند.
• میلتون فریدمن نه فقط یک اقتصاد دان آکادمیک بود که هم چون یک مصلح اجتماعی، دغدغه آزادی هم داشت و درحقیقت یک روشنفکر عمومی محسوب می شد. درحوزه اقتصاد آزاد تا چه اندازه ظهور روشنفکر واقتصاد دانی هم چون میلتون فریدمن قابل تصور است؟
آکادمیسین هایی که بتوانند هم در حوزه علمی خود شناخته شده و هم یک چهره عمومی موفق باشند بسیار نادر هستند. کینز می تواند یک نمونه در این مورد باشد. نادر بودن این افراد به این دلیل است که برای این کار باید استعدادهای متفاوت داشت. فکر می کنم واضح باشد که کروگمن می خواست نقشی مشابه فریدمن بازی کند و سعی کند نظرات متفاوت و تا حدودی مجموعه سیاست های مخالف او را برگزیند. اما تا جایی که من می توانم بگویم او هنوز موفق به این کار نشده است. در حوزه روشنفکری عمومی به نظر می رسد کروگمن بیشتر تبدیل به سخنگوی حزب سیاسی موجود شده است تا یک متفکر اصیل. و بهترین چیزی که می توانم بگویم این است که نقش او به عنوان یک روشنفکر عمومی ارتباط چندانی به کارهای آکادمیک او ندارد. معتقدم کارهای آکادمیک او هم متمرکز بر تئوری تجارت است نه اقتصاد کلان.
اما دوباره تاکید کنم که من نوشته او را چندان به دقت دنبال نمی کنم لذا ممکن است در موردش کمی از دایره عدالت خارج شده باشم.
• ازظهور اندیشه های آقای فریدمن سال ها می گذرد واکنون به عنوان یک اقتصاد دان فکرمی کنید تا چه اندازه افکار واندیشه های پدرشما در اقتصاد جهان قابلیت اجرا دارد؟ یعنی این که فکرمی کنید آیا اندیشه های آقای فریدمن در حوزه عمل هم چنان کارآیی خود را حفظ کرده است؟
به عنوان یک اقتصاددان همان طور که گفتم حوزه تخصصی من اقتصاد کلان نیست به همین دلیل در جایگاه مناسبی برای قضاوت قرار نگرفته ام. من معتقدم بسیاری از نقطه نظرات پدر من مثل حمایت کلی از بازار آزاد، سیاست های خاصی مثل نرخ شناور ارز، حذف تعرفه و هدایت تحصیلات به سمت و سویی نزدیکتر به بازار آزاد درست بوده و هست. اثر او در مورد تاریخ پولی نشان داد که این حقایق اساسی به خصوص در مورد رکود بزرگ آن چیزی نبوده که مردم تصور می کردند و تئوری هایشان را براساس آن ساخته اند. این کار اثر مثبت و بزرگی بر فهم ما از این وقایع داشت. فرضیه درآمد دائمی او یک پیشرفت قابل توجه در درک ما از این بود که چگونه مردم در طول زمان انتخاب می کنند. آثار نظری فریدمن هم چنین درک و فهم ما از علم اقتصاد را تا حد زیادی بالا برده اما تضمین نمی کند که تمام آن درست باشد. من هم به اندازه کافی که بتوانم قضاوت کنم آگاه نیستم که آیا در نهایت مشخص خواهد شد که قسمت هایی از این نظریات اشتباه بوده یا خیر.
• در باب تنازعات و مقایسه های کینز و فریدمن مقالات بسیار نوشته شده است. هنوز هم مکتب های فکری که آبشخور آن این دو نفر بوده اند با یکدیگر اختلاف نظر دارند و در موارد گوناگون این اختلاف نظر را نشان می دهند. نظرتان در مورد تفاوت ها و شباهت های کینز و فریدمن چیست؟
اغلب مقالاتی که در مورد میلتون فریدمن پس از مرگ او منتشر شده از او به عنوان اقتصاددانی بزرگ یاد کرده اند و بسیاری نیز او را با جان مینارد کینز دیگر اقتصاددان مطرح مقایسه کرده اند. اما فریدمن و کینز نقطه نظرات متفاوت و در واقع متضادی با یکدیگر داشتند و بخش مهمی از پیشرفت فریدمن در بی اثر کردن پیشرفت های کینز بود. اگر کینز درست می گفت چگونه فریدمن می تواند اقتصاددان بزرگی باشد؟ و اگر حق با فریدمن است چگونه کینز را می توان یک اقتصاددان بزرگ محسوب کرد؟
این یک سوال جالب توجه است که بسیاری از نویسندگان در مورد آن به جواب های نادرست می رسند و نتیجه می گیرند که فریدمن و کینز هر دو درست می گویند. مدل کینز از علم اقتصاد برای دهه ای 40 و 50 مناسب بود و مدل فریدمن با دهه های 70 و 80 تناسب دارد یعنی زمانی که مدل کینزی از بازی خارجی می شود.
اما این تنها ادعایی است که نه کینز و نه فریدمن را جدی نگرفته است. کینز بزرگترین اثر خود را «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» نامگذاری کرد نه «نظریه ای در باب چگونگی کارکرد اشتغال، بهره و پول از سال 1930 تا 1960». فریدمن هم در قسمتی از کتاب «تاریخ پولی ایالات متحده» که به صورت مشترک با آنا شوارتز نوشت و به خاطر آن جایزه نوبل را هم دریافت کرد، مشخص می کند که تحلیل کینزی از رکود بزرگ، یعنی مرکز اصلی دیدگاه کینزین از علم اقتصاد، به طور تاریخی برپایه محاسبات اشتباه از آن چه اتفاق افتاده، بنا شده است.
برخی از نویسندگان این مقالات مدعی هستند که اقتصاد به نوعی چیزی کمتر از یک علم مثل فیزیک است از این رو حقایق آن نیز موقتی تر هستند. در حالی که تاریخ خود علم فیزیک نیز معماهای یکسانی در خود دارد. نیوتون فیزیکدان بزرگی بود. انیشتن هم فیزیکدان بزرگی بود. اما قسمتی از موفقیت انیشتن این بود که نشان داد فیزیک نیوتونی در برخی روش های پایه ای غلط است.
نیوتون اشتباه کرده بود اما فیزیک نیوتون بستری از ایده ها را ایجاد کرد که نسل بعد از فیزیکدان ها شامل انیشتن در آن رشد کردند. کینز نیز اشتباه کرده بود اما تلاش هایش برای درک چیزی که او معتقد بود در طول رکود بزرگ اتفاق افتاده یک پایه تئوریک ایجاد کرد تا بعدها نظریه پردازانی همانند فریدمن وارد شدند و آنها را نقد کردند. خود فریدمن درباره نوشته ای در نشریه تایم با این عنوان که «اکنون ما همه کینزین هستیم» نوشت: «از یک دید اکنون همه ما کینزین هستیم و از یک دید دیگر هیچ کس کینزین نیست».
تفاوت فرهنگی !
در مهد کودک های ایران 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.
در مهد کودک های ژاپن 9 صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر.
با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هر کی باید به فکر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این
بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر و کار تیمی رو یاد میدن
ایران در ونزوئلا پایگاه موشکی احداث میکند، برای بی خانمانهای ونزوئلایی مسکن میسازد و شماری از شرکتها را به فعالیت در خدمات رسانی به مردم این کشور گمارده است. حتی استخراج اورانیوم در ونزوئلا نیز از کمک ایران بی نصیب نمانده و چشم انداز رشد سرمایهگذاریهای ایران در این کشور بسیار روشن است.
در مقابل ونزوئلا به ایران وعده فروش هواپیماهای جنگی را داد که عملی نشد و زمانی هم در اوج بحران تحریم صادرات بنزین به ایران ادعا کرد که در این صورت به ایران بنزین صادر خواهد کرد.
اما بیشترین نقش ونزوئلا در ایران به حمایت ایدئولوژیکی باز میگردد، چرا که چاوز با وجود ادامه همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک با آمریکا، شعار مرگ بر ایالات متحده را سر میدهد که با آنچه ایران میخواهد همخوانی دارد. زمانی که در اوایل دهه 1380 جمهوری اسلامی به موازات استراتژی نگاه به شرق، استراتژی نگاه به آمریکای لاتین را نیز مورد توجه قرار داد، ونزوئلا بهترین گزینه محسوب میشد چرا که رئیس جمهور چپ گرای این کشور به سر دادن شعارهای ضد امپریالیستی در آمریکای لاتین شهره بود. این اشتراک ایدئولوژیکی به زمینهای مناسب برای برقراری ارتباط دو کشور تبدیل شد که منافع اقتصادی ناشی از آن همچنان به سوی ونزوئلا سرازیر می شود.
اما اینکه برقراری یک رابطه دوستانه با کشوری که به لحاظ جغرافیایی یکی از بیشترین فاصله را در میان سایر کشورها با ایران دارد تا چه حد در تامین منافع سیاسی و اقتصادی ایران موثر است، در ابهام قرار دارد. این در حالی است که در برخی موارد این دوستی نه تنها منفعتی را نصیب ایران نمیکند، بلکه ضررهایی را نیز در پی دارد.
ایران و ونزوئلا از اعضای کارتل نفتی اوپک هستند که میزان قابل توجهی از منابع نفتی مورد نیاز جهان را تامین میکند. اما بر خلاف ایران که تحریمهای بینالمللی موضوع صادرات نفتی آن را نیز تحت تاثیر قرار داده است، ونزوئلا برای صادرات نفت به اقصی نقاط جهان آزادانه عمل میکند. این آزادی عمل اکنون ونزوئلا را به رقیبی برای این تبدیل کرده است که با وجود پایین بودن حجم تولیدات در مقایسه با ایران، از منافع ناشی از اعمال تحریمهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی استفاده میکند.
به دنبال ایجاد بدهیهای نفتی هند به ایران که تحریم سیستم بانکی آن را ایجاد کرده بود، تهران از احتمال متوقف ساختن صادرات نفتی به هند خبر داد و به همین دلیل شماری از پالایشگاههای هند در صدد تامین نفت از منابع دیگر بر آمدند. هرچند گفته میشود که این بدهیها تا پایان ماه جاری میلادی به طور کامل به ایران پرداخت میشود و مقامات نفتی ایران نیز از ادامه صادرات نفت به هند سخن گفتهاند، اما رایزنی مقامات نفتی هند با دیگر کشورها برای تامین نفت ادامه دارد.
در این بین همواره از عربستان سعودی، امارات، کویت و حتی عراق سخن به میان میآمد اما اخیرا مشخص شده که ونزوئلا در چند ماه گذشته جای پای خود را در تامین منابع نفتی هند محکم تر کرده است. برای مثال شرکت ریلاینس هند که بزرگترین واردکننده نفت هند که حجم قابل توجهی از نفت ایران را در سال مالی گذشته وارد کرده بود، در سال جاری حتی یک بشکه نفت هم از جمهوری اسلامی خریداری نکرده است. گفته میشود که این شرکت اخیرا منافع تجاری کلانی را در آمریکا جستجو میکند و به همین دلیل از واردات نفت از ایران چشم پوشی کرده است.
این در شرایطی است که هند در سال جاری بیش از 163 میلیون تن نفت وارد کرده که بیش از 10 میلیون تن از آن توسط ونزوئلا تامین شده و خریدار مستقیم آن نیز شرکت ریلاینس بوده است. این در حالی است که مقامات نفتی ایران حتی در دورانی که بدهی نفتی هند از رقم 5 میلیارد دلار نیز تجاوز کرده بود، از لزوم ادامه صادرات سخن میگفتند تا در مقابل رقابت و فرصت طلبی عربستان سعودی اقدامی به عمل آورده باشند.
با این وجود ونزوئلا، کشور به ظاهر دوست ایران که محمود احمدی نژاد رئیس جمهورش را برادر خطاب میکند، مانند عربستان از فرصتهای ناشی از تحریم جمهوری اسلامی به نحو احسن بهره میبرد و میتوان گفت که ضرر ایران به معنی سود سرشار برای ونزوئلا است.
این منفعت طلبی در حالی صورت می گیرد که ایران طبق قراردادهای منعقد شده تامین مالی و کمک به اجرای پروژههای مسکن در ونزوئلا که برای تضمین پیروزی چاوز در انتخابات ریاست جمهوری طراحی شده است را بر عهده خواهد داشت.
6 سال پیش، رسما تعداد زنان خیابانی 4 هزار نفر اعلام شد، 2 سال پیش گفتند دختران فراری 3 هزار نفر هستند.
امیدسلیمی بنی: مسئولیت نگهداری از زنان خیابانی و دختران فراری با بهزیستی است، ولی وزارت کشور باید تعداد آنها را اعلام کند. احمد اسفندیاری سرپرست سازمان بهزیستی می گوید: "وزارت کشور تنها مرجع رسمی اعلام آمار زنان فراری در کشور است."
البته "زنان فراری" نیز ترکیب جدیدی است که به تازگی به کار گرفته شده، زیرا "زنان خیابانی" و "دختران فراری" دو گروه شناخته شده از آسیب دیدگان اجتماعی بودند که پیش از این در بهزیستی برایشان تسهیلاتی در نظر گرفته شده بود. با تمام این احوال، وزارت کشور تاکنون درباره تعداد این زنان و دختران، اظهار نظری نکرده است، تنها سخنی که از سوی مسئولان وابسته به وزارت کشور، یعنی نیروی انتظامی منتشر شد، این بود که آمار اعلام شده زنان خیابانی تکذیب شد.
چرا آمار، داغ است؟
سنت سالهای گذشته مسئولان بهزیستی، ارائه آمار عملکرد درباره زنان خیابانی و دختران فراری و همچنین تعداد آنها بود. 6 سال پیش، هادی معتمدی ،مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی بهزیستی کشور گفته بود آمار نجومی درباره این پدیده را قبول ندارد ولی وی در همان زمان اعلام کرده بود 4 هزار زن خیابانی در کشور وجود دارد که بهزیستی تنها قادر است سالانه 1500 نفر از آنها را ساماندهی کند. البته هیچ تضمینی هم وجود نداشت که زنان خیابانی "ساماندهی شده" به خیابان بازنگردند. زیرا این مقام مسئول گفته بود نیمی از زنانی که ساماندهی شده اند، به چرخه کارگری جنسی در مقابل دریافت پول، بازمی گردند.
پس از گذشت 6 سال از اعلام رسمی تعداد این زنان توسط بهزیستی، اکنون وضعیت کاهش یا افزایش تعداد آسیب دیدگانی که در گروه زنان خیابانی و دختران فراری جای می گیرند، معلوم نیست. انگار سنت اعلام واقعیتها در بهزیستی به فراموشی سپرده شده، هر چند جسته و گریخته، افرادی که مسئولیت دولتی در این باب ندارند، اظهار نظرهایی می کنند.
بهزیستی، توانا در انجام وظایف یا ناتوان؟
سئوال اصلی در این بحث را توان ساماندهی بهزیستی برای گروه های یاد شده شکل می دهد. یکی از مسئولان نگهداری از دختران فراری در گفتگو با خبرآنلاین گفته بود: بهزیستی نمی تواند به تمام دختران فراری کمک کند. دکتر غنچه راهب، همچنین از تعطیلی چند خانه ای که برای نگهداری از دختران فراری در تهران تاسیس شده بود، خبر داد و گفت: "موج فرار دختران به قدری زیاد است که بهزیستی قادر به سرویس دهی به تمام آنها نبوده، به همین خاطر برخی از مراکز نگهداری از این کودکان تعطیل شده است."
اخباری نیز از ناتوانی بهزیستی در ارائه مستمری کافی به افراد تحت پوشش خود، منتشر شده که در آن، میزان پرداخت ماهانه نقدی به هر فرد تحت پوشش، بین 25 تا 40 هزار تومان اعلام شده بود.
با این حال برخی از پژوهشگران می گویند امسال مشاهده دختران فراری در پارکها، 10درصد کمتر از سال گذشته است. مجید ابهری، رفتار شناس در گفتگو با خبرآنلاین می گوید: "مطالعات یک تیم پژوهشی که تعداد دختران فراری در پارکهای معروف تهران را کنترل می کرد، نشان داد دختران فراری در تهران، کمتر در انظار ظاهر می شوند."
وی تعداد این دختران را نزدیک به 750 نفر عنوان کرد و گفت این تعداد در سال گذشته 10 درصد بیشتر بوده اند. ابهری همچنین درباره علل کاهش این تعداد از دختران فراری، توضیح داد: "با سختگیریهای نیروی انتظامی در دستگیری این دختران، بسیاری از آنها ترجیح می دهند به زندگی مخفیانه در خانه های امنی که افراد ناباب در اختیارشان می گذارند، بپردازند. آنها به طور غیرقانونی با مردانی زندگی می کنند که از آنها سوءاستفاده های جنسی می کردند و همچنین وادار به فروش مواد مخدر و سرقت می شوند."
این پژوهشگر نیز تایید می کند که 4 مرکز سابق نگهداری از دختران فراری در تهران، ظرفیتی به اندازه 75 تا 100 نفر داشته اند، ولی موج فرار دختران از خانه بسیار بیشتر از ظرفیت این خانه ها بوده است.
از طرف دیگر، سرپرست سازمان بهزیستی، این مشکلات را قبول ندارد و می گوید محدودیتی در ساماندهی زنان فراری در کشور وجود ندارد.
به گفته اسفندیاری، با زنان و دختران فراری براساس قانون برخورد می شود و سازمان بهزیستی نمی تواند بطور مستقیم درباره آنان اقدام کند. این دسته از زنان از سوی نیروی انتظامی تحویل مراکز بهزیستی می شوند. مراکز بهزیستی، شرایط بازگشت زنان فراری به خانواده را فراهم می کنند و با هماهنگی مقامات قضایی آنان را به جامعه باز می گردانند.
وی بار دیگر تاکید می کند مرجع اعلام آمار این زنان و دختران، وزارت کشور است. ولی گاهی، جسته و گریخته از میانآمار نامشخص دختران فراری اعدادی به چشم می خورند. از جمله مدیرکل دفتر امور آسیبدیدگان اجتماعی بهزیستی که 2 سال پیش اعلام کرده بود: "تعداد ثبت شده دختران فراری پذیرش شده در مراکز بهزیستی در سال 88، برابر با 2500 نفر است."
حسن موسوی چلک در مورد تعداد دخترانی که هر سال از خانه می گریزند، توضیح داده که: "ممکن است تمام دخترانی که از خانه فرار میکنند به مراکز بهزیستی یا نیروی انتظامی مراجعه نکنند به همین دلیل آمارهایی که در حال حاضر در ارتباط با این قبیل افراد ارائه میشود، تنها مربوط به افراد دستگیرشده یا مراجعهکننده به مراکز نیروی انتظامی یا بهزیستی است."
اکنون به خوبی می توان منظور سرپرست سازمان بهزیستی را دریافت، زمانی که وی به عنوان مسئول اصلی رسیدگی به نتایج اسیبهای اجتماعی در گروه های زنان و دختران فراری اظهار نظر می کند، "وزارت کشور" را مسئول اعلام تعداد آنها می داند. وزارت کشور، به عنوان سرپرست قانونی نیروی انتظامی، آمار بازداشت و ارجاع دختران و زنان فراری به دادگاه ها را می داند و اطلاعات سازمان بهزیستی در این خصوص نیز در اختیار این وزارتخانه قرار می گیرد. ولی این وزارتخانه تاکنون اطلاعات خود درباره زنان و دختران فراری را منتشر نکرده است. اکنون این واقعیتها، آمار ندارند.
مطالب قدیمی تر »














